تبلیغات
مقرموعود - sadehg



باز تکه ‏های ابر سیاه در دل آسمان، می‏ خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود. اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏ های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ ها و خانه همه دانش ‏ها، امام جعفر صادق علیه‏السلام است.



امشب غریب آباد دل سیه‏پوش عزای توست. امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده، امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏هایی غریب بنیان مدینه را از هم می‏پاشد. مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است، مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد. گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند، مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد. کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و دل‏ها را مبهوت می ‏کرد.


اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه ‏دار علم علی، فاتح قله‏ های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:
«اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!
امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر باربه یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می ‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:

اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏ ـ یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
+دلم برای یه روضه مولا تنگ شده ...روضه نمک ریختن به زخمهای دل است...
+همه می دانستند فقط بر تربت سجده می کند ! امام صادق.
+تولدت مبارک  باشد جُرج! یازده سپتامبر است! بیا برج ها رو فوت کن تا صدسال  زنده باشد!! تروریست بازی و مسلمان کشی هایتان!!
+کاش فقط برایم فیلم بازی می کردی این اداهایت ! این نگاهم نکردن هایت ! سریالی شده مثل سریال پرستاران!
+خیلی که بی حوصله باشمــ یک مداد و یک بی حوصله گیهام... چقدر تلخه این بی حوصله گیهام...
+خداوند همیشه با خوبی هایش به ما می آموزد:  هرکس به شما بد کرد به او خوبی کنید...امروز در مقابل بدی که کرده بودند بهم خوبی کردم..حس خوبی داشتم...ممنونم خدا.......
+دست چشم پا گوش زبان ....می خواستم همه را وقفت کنم. چه کنم که ناپاک بودند و لیاقت وقف شدن را نداشتند. خودت اگر خواستی پاکشان کن آنگاه وقف خودت کن....
+دوباره سیب بچین حوا; من خسته ام... بگذار ازینجا هم بیرونمان کنند.!!
+الان داره بارون میاد میخوام برم زیر بارون چند دقیقه بایستم....وقتی میری زیر بارون می ایستی ..بارون همه ناپاکی هاتو میشوره و میبره...خدایا زیر بارون این همه گناه گیر کردم ..خودت پاکم کن...

*******************************
از این که سرتان را به درد آوردم شرمنده ام ... این پست چندین بار کوتاه شد؛ ولی باز بلند است. به دلیل طویل بودن  شرمنده! درگیر روز هایی هستم که خیلی دلتنگ و دلگیرند. خیلی ها می گویند پستهایم را کوتاه تر کنم و خیلی ها می خواهند همینطور بنویسم! ضمن احترام به آنها که می گویند کوتاه بنویس، من با خواستن بیشتر از گفتن موافقم!