تبلیغات
مقرموعود - shahabdolazim

تشکرنوشت:با تشکر و سپاس از همه دوستان محترمم چه انها که نظر خصوصی دادند چه انها که عمومی ما را مورد لطف و محبتشان قرار دادند دعای ما همراه شماست گاه و بیگاه و بی بهانه ...

تاریخ هجری هر كس از نخستین لحظه سیر درونی او آغاز می شود و به هر اندازه كه این راه را ادامه دهد، عمر او امتداد می یابد. چنین نیست كه با چرخش زمین به دور خورشید،سن انسان بالا برود و آدمی كامل شود.عمر هر كس ،محصول هجرت اوست.

 آیت الله جوادی آملی

 

اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم تو آبروی کسی را نمی بری آقا

همیشه از حرمت بوی مهر می آید شبیه باغ پر از گل معطری آقا

در اوج بی کسی ام در خیال من هستی

تویی که یارترین یار و یاوری آقا ...

 السلام علیک یا امام الرئوف یا اباالحسن علی موسی الرضا

 

و خداوند به حضرت موسی اینچنین فرمود:

با زبانی که گناه نکردی مرا بخوان تا اجابتت کنم!

حضرت موسی عرض کرد: کدام زبان است که گناه نکرده است؟!؟

خداوند فرمود: تو با زبان دیگران گناه نکردی بگو برایت دعا کنند ...

خاطره نوشت:

مدتی قبل که دور و نزدیک است زمان گذشتنش! در تهرانیم.. در دانشگاه علوم حدیث داخل حرم مطهر...در یک قطعه ای از بهشت ...بنا به درخواست سپاه عاشورای استان و شوق  و ذوق جنابمان راهی دیار مرقد سید الکریم(السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارة سیدالشهدا یرتجی)   ""شاه عبدالعظیم """شدیم بعد از زیارت امامزادگان شریف جوار حرم شاه عبدالعظیم و زیارت ایشان بصورت سریع  و ضربتی! نشستیم یه ذره دعا کنیم خیر سرمان! اهان یادم افتاد شب سه شنبه بود و ما بهترین ارزوها را برای دوستانمان نمودیم.....



قبل از دعای توسل  ما به عرف معمولی دعا هایمان به جوان کربلا و نور چشم پدر متوسل شدیم و طلب گریه کردیم و به چشمانمان اصرار نمودیم که ببار برای اینکه عفو و بخشش از حضرتش بنماید و او را بهترین واسطه در این شب عزیز دیدم... این دوست فضول اندیش ما متمرکزانه به برگه کاغذی که در دستمان بود نظاره میکرد و من با تسبیح در دستم حواسش را پرت مینمودم اما انطور که مشخص بود ول کن ما نبود و هی میپرسید ابراهیم این کاغذ چیه؟


و من هم کفرم در اومده بود چن دقیقه ای او را سرکار گذاشتم! گفتم عزیز دل یه سری دعا و علم جفر از یه جایی کپی کردم دارم به تعداد میخونم تا کیمیا بدست بیارم... اولش باور شد گفت بده ما هم بگیم! عرض کردم عزیزم شما همون ذکر صلوات رو بگو ایشالاه به همه جا میرسی... بالاخره بعد از کند و کاو فراوان برگه را از دست ما کش رفت و فهمید چکار میکنیم وقتی اسم چند نفر و چند وبلاگ رو دید کف کرد و دقایقی بصورت عمودی و درازکش غش نمود! بگذریم... لیست زیر اسامی از بهترین دوستان دنیای حقیقی و مجازی که دوستانش خیلی به گردن من حق دارند شاید دوستانی که ما را یادشان نیست اما هرازگاهی گاه و بیگاه یادشان هستم و از خدا برایشان لطف و رحمت و مغفرت بی پایانش را برای انها میخواهم و از درگاهش که انها را از نگاه خاصه اش محروم نفرماید...چند تا هم ویژه بود و سفارشی دعا میکردم برایشان که ....

خداوندا دوستان مرا مورد رحمت و مغفرت و لطف خاصه ات قرار بده بحق اون لحظه ای که پدر نه راه رفت داشت نه راه برگشت نمیدانست طفلش را کجا ببرد مادرش بچه را سیراب میخواست و نازدانه اش سیراب گشت ...

تا به حال به این فکر کردی که اگر یک گل بسیار زیبا و خوش رنگ و ... را ببینی، دیگر گل های پژمرده برایت رنگ و بویی نخواهد داشت. ایکاش این سیاه مشق را قلم قلبم برای خدا تمرین می کرد و می نگاشت:



هر دیده که بینم ....

----------------------------------

ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ بُغْیَتَهُ. مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِیَ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه1

سه چیز است كه هر كه به آنها دست آویزد به آرزوهاى دنیوى و اخروى خود دست یابد: پناه بردن به خدا، خرسند بودن به قضاى خدا و خوش بین بودن به خدا

داشتم فکر می کردم که این سه تا یعنی چی و چه جوری این سه تا، عامل رسیدن من به ارزوهای دنیا و اخرتم می شه...

جالبیش اینه که می فرمایند: تَمَسَّكَ... تمسک یعنی چی؟ چنگ زدن به ریسمان الهی شنیده بودیم دیگه ...تمسک بالعروه الوثقی...

دوست داشتم شما بیشتر برام توضیح بدید...

-----------------------------
پانوشت:

+ الان تو کلاس هستیم استاد کریمی سردبیر خبرگزاری فارس داره در مورد گزارش نویسی توضیح میده!!
+مانده ام بین سه ضریح با صفای حرم ! حرم شاه عبد العظیم حسنی سه تا امام زاده در خورد جای داده!امام زاده طاهر-امام زاده حمزه موسی کاظم- امامزاده شاه عبد العظیم"" هرچه فکر میکنم میبینم دلم با امام زاده حمزه خیلی انس میگیرد"میدانی چرا؟" آخه ایشون برادر امام رضاست...اینجا بوی حرم مست ات میکند....
+چند تا عکس گرفتم اگه بشه میزارمش همین جا""بعدا از شام میزارم{{    }}
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ادامه نوشت:
خواستم بنویسم "منتظر بودن و دلهره داشتن از دست دادنت" و توضیح بدهم از چیز های ناراحت کننده ی اخیرم و تعدیل شدنم در مسائل ناراحت کننده،که آن موضوع هم چنگی به دلم نزد...
نمی دانم چرا...
اینجا که آمدم اختیارم دست خودم نیست.کلماتی که در ادامه می خوانید را نخواستید خیلی جدی نگیرید!
چند وقتیست...خیلی وقت است؛که خوش حالم.یعنی فکر می کنم که خوش حالم.شاید هم خوش حالی واقعی همین است.که زندگی آرامی داشته باشی،بروی و بیایی،همه را دوست داشته باشی و کسانی در زندگی ات باشند که انگیزه ات باشند برای خوب بودن،برای خودت نقاشی بکشی و حالت به هم بخورد از بوی روغن بزرک...
با یارو دعوا کنی در حد مرگ،بعدش بدون ذره ای ناراحتی بشینی و از آپارات سخنرانی رائفی پور درباره ی جدایی نادر از سیمین را ببینی و به خودت فحش بدهی که چرا این ها را خودم زودتر نفهمیدم.
بعد هم با خوشحالی بخوابی و خواب های خوب ببینی!
شاید هم چیزی از درونم دارد گولم می زند...خواب هایم را می دزدد و عوض می کند...تلقین می کند که تو خوش حالی...تو آرومی...تو نرمالی...
از این موجود گول زننده ی مکار متنفرم.
متنفرم از موجودی که من را با خودم غریبه کرده.
بد تر از آن این است که می دانم آن موجود جدا ازمن نیست!
از خودم است
مهرم به دل او نشسته است...!
دلم هوای صحن رضوی کرده.....
دلم بدجوری هوایت را کرده...!
هوای آن مناره های محکم با صلابتت را
هوای آن بارانی که در حیاط حرمت بارید و فقط خودت خوب میدانی با من و دلم چه کرد!
دلم برایت تنگ شده آقا...برای آن پیرمردی که در اتوبوس با صدای گرمش آرام مناجاتت را زمزمه می کرد و اشک می ریخت.من این چیز ها که شما همه جا حاضرید و زمان و مکان برای شما مفهومی ندارد و... حالیم نمی شود!خب تقصیر خودم نیست که!فهمم ناقص است.
باید بیایم از نزدیک ببینمت تا خوب شوم...خودت را...حرمت را...سقا خانه را... بیایم و از نزدیک بعضی چیز ها را درگوشی برایت تعریف کنم...باید حضوری خدمت برسم!
خلاصه...دعوتم می کنی عزیز دلم؟!
راستش این روز هایم به نام توست...پر از تو و یادت و نامت...کاش این روزهایم جاودان شوند!گذاشته بودم تا شب شهادتت برایت بنویسم ولی مثل اینکه قلمم از خودم عجول تر است.
ادعای شناختنت خیلی ادعای بزرگی است...ولی ادعای پیدا کردنت نه!دلم برای همه ی آن هایی که هنوز پیدایت نکرده اند می سوزد. من معنای مردی را با تو شناختم.تورا که پیدا کردم نام همه ی آدم های خوب رویاهایم رضا شده!
مرد مظلومیت و استواری.....اگر لایقم می بینی مرا بخوان که سخت محتاج ندایی..نشانه ای از سوی تو ام...مرا بخوان نه به توس...که می دانم از سرم هم زیاد تر است...مرا بخوان به خودت...به خودم!
تا حالا به این فکر کردی که
تو این زمونه
با این همه هجم اطلاعات مذهبی
انواع و اقسام کتابها
سی دی ها
نرم افزار ها
کلاس های مختلف
سایت های اینترنتی فراوون
چرا هنوز اکثراً سرگردونن.....؟
می گفت....
ما نسل "غیرت روی خواهر"و "روشنفکری روی دوست دختریم"
نسل کادوی یواشکی، نسل پول ماهانه vpn، نسل شینیون زیرروسری
نسل خوابیدن با sms، نسل درددل باغریبه مجازی ،نسل جمله های کوروش و دکتر
نسل ترس ازمنکرات،
نسل سوخته
حال من برایت می گویم...
"ما" نسل "غیرتیم" روی "وطن"،"ناموس"،"دیــــن"
نسل "نمازشب یواشکی"
نسل پول ماهانه "صدقه"
نسل "چــادرروی روسری"
نسل "خوابیدن بانوای حسیـــــن "
نسل "درددل با بی‌بی "
نسل جمله های آقــا و شهـــدا
نسل ترس ازشیطان
نسل شکفتن
مولا:
نمی گذارم نسلی را که تـــوصاحبش هستی
نسل سوخته بنامند
--------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت 2:
+امروز خیلی عالی بود ! ظهر تو حرم هنگام نماز با یکی از علما که کنارم نشسته بود هم صحبت شدم و کلی درد دل کردم و سبک شدم.....
+شماره ام افتاد دست قرارگاه بصیرت و از حالا شروع شد ای خدااااااا! اسم ام اس  پشت سر هم!! این باکس ام ترکید بابا....
+مهران{ یکی از دوستان سایبری ام} امروز رفت مشهد.....خوش به حالش بعد زیارت امام زاده حمزه بری زیارت مولا....
+خیلی ها نظر نوشتن برا ما که التماس دعا میکنیم دعا نکردید؟ اسم تون رو ننوشتم دلیل نمیشه دعا نکردم...اینها سفارشی بودن!!!
+میثم نوشت:
اگر شهید نشویم، باید بمیریم … نسال الله منازل الشهدا ..