تبلیغات
مقرموعود - شکوه رضوان

شکوه رضوان

15 مهر 90  08:52

نوع مطلب :مذهبی ،

"هوالواقف علی السرائر و الضمائر"

پیش نوشت:

امام رضا علیه السلام : باید هر یك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرین كنند مستجاب نخواهد شد.


هـرجا دلـی شکست بــه اینجا بیاوریـد

اینجا بهشت خدا،‏مشهد الرضا ست..!


داستان هایی خواندنی و آموزنده از امام رضا(ع) + ادامه مطلب


پس نوشت:
میلاد عالم آل محمد (ص) ، سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام هزاران بار فرخنده

سفره

سفره ای بزرگ انداختند تا همه خدمتگزاران با او و همراهانش سر یک سفره غذا بخورند. بندگان سیاه را هم صدا زدند کسی گفت: بهتر نبود برای اینها سفره ای جداگانه می انداختید. امام فرمود : «پروردگار ما یکی است و پدر و مادر همه ما یکی.»


شفیع

پدرش گفت: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش. خودش می گفت: سه موقع می آیم سراغتان. اول نامه های اعمال را که می دهند. دوم پل صراط، سوم پای حساب کتاب. پسرش گفت: از طرف خدا ضمانت می کنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم.

امام صادق آرزو داشت ببیندش. به پسرش موسی می گفت: «عالم آل محمد از توست، کاش می دیدمش، همنام امیرالمؤمنین است.» می گفتند: دو نفر به فریادرسی مشهورند: عالم آل محمد و قائم آل محمد


میهمان دوستی

مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید». امام فرمود: «خوش آمدی!» مرد گفت: « ببخشید که دیر وقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبور کرد که در این وقت شب، مزاحم شما شوم». امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هسیتم». در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرو نشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم». امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».


برای دلم

کنار امیرالمؤمنین علی(ع) نشسته بود. امام نگاهی به او کردند و فرمودند: «نعمان!... سال ها بعد، یکی از فرزندان من در خراسان با زهر کشنده ای شهید خواهد شد. اسم او مثل اسم من، علی است. اسم پدرش هم مانند پسر «عمران»، موسی است. این را بدان ! هر کس که قبر او را زیارت کند، خدا تمام گناهان قبل از زیارتش را خواهد بخشید... به خاطر پسرم علی».حرف امام که تمام شد، سکوت کرد و به گلیم کهنه اتاق خیره شد. با خود گفت: «این درست !... اما من چرا گناه کنم که به خاطر بخشش، امام رضا (ع) را زیارت کنم؟ باید به خاطر دلم و برای محبتم به اهل بیت(ع) او را زیارت کنم».

به امام نگاه کرد. انگار با لبخند حرف او را تأیید می کرد.


در یاد مایی

تنگ دست بود و روزگارش به سختی می گذشت. یکی از طلبکارها برای گرفتن پولش او را در فشار گذاشته بود. رفت تا امام رضا (ع) را ببیند. می خواست خواهش کند وساطت کنند از او بخواهد که مدتی صبر کنند. زمانی که به خدمت امام رسید، مشغول صرف غذا بودند. حضرت او را هم دعوت کرد تا چند لقمه ای بخورد. بعد از غذا، از هر دری سخن به میان آمد و فراموش کرد به چه منظوری آمده بود. مدتی که گذشت، حضرت رضا (ع) ، اشاره کردند که گوشه سجاده ای را که در کنارش بود، بلند کند. زیر سجاده، سیصد و چهل دینار بود. نوشته ای هم کنار پول ها قرار داشت. یک روی آن نوشته بود: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله». و در طرف دیگر آن هم این جملات را خواند: «ما تو را فراموش نکرده ایم. با این پول قرضت را بپرداز! بقیه اش هم خرجی خانواده ات است».


منبع :نشریه دیار آشنا آبان 88 


نوشته شده توسط: ایلخانی : | آخرین ویرایش:4 آبان 90 | نظرات() 

برچسب ها: میلد امام رضا ، میلا امام هشتم ، ضامن آهو ، علی ابن موسی الرضا ، مشهد ، ضریح ، صحن ، بارگاه امام رضا ، امام رئوف ، ضامن اهو ،
foot pain after running
6 تیر 96 09:40
Hello my loved one! I want to say that this article is awesome, great written and
come with almost all important infos. I'd like to see more posts like this.
altaboderick.hatenablog.com
2 خرداد 96 02:29
I don't know whether it's just me or if everyone else experiencing problems with your site.
It appears as if some of the written text in your content
are running off the screen. Can somebody else please comment and let me know if this
is happening to them as well? This might be a issue with my internet browser
because I've had this happen before. Kudos
BHW
31 فروردین 96 05:42
Hello There. I found your blog the use of msn. That is a very neatly written article.

I will be sure to bookmark it and return to learn more of your helpful information.
Thanks for the post. I will certainly return.
BHW
25 فروردین 96 00:07
Howdy very nice web site!! Man .. Beautiful ..
Superb .. I will bookmark your site and take
the feeds also? I am satisfied to find so many helpful info
here in the submit, we'd like work out more strategies on this regard, thanks for
sharing. . . . . .
manicure
15 فروردین 96 18:20
My programmer is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs. But he's tryiong none the less.
I've been using WordPress on a number of websites for about a year and am worried about
switching to another platform. I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress content into it?
Any kind of help would be really appreciated!
سید هادی
16 مهر 90 17:23
سلام
به یاد شما هر روز صلوات می فرستیم

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر