حاجی من!

8 آبان 91  23:25

نوع مطلب :درد دل با... ،

سلام دوستان دوباره حس نوشتن راحتم نذاشت و اومدم بنویسم . اومدم از کسی بنویسم که تنها کسی است که درد دلم رو خوب میفهمد! از درد دلم از این دنیای نافرم اطرافم.نمیدونم اصلا گفتنش درسته یا نادرست اصلا نمیدونم دیگه چی درسته ، چی نادرست ،!! نمیدونم روشنفکرم یا ادعای روشنفکری دارم نمیدونم باید همرنگ جماعت بشم یا هم رنگ خودم باقی بمونم .از کجا شروع کنم از جووناش؟پسر و دخترایی که برای جا نموندن از نخبه های فامیل خودشونو به در و دیوار زدن و دکتر مهندس قلابی شدن !!!! از بیکاری بگم ؟همین مهندسای قلابی و اصلی ؛ قرو قاطی ریختن تو جامعه ، شده مثه پشت یه وانت میوه فروش که میگه درهم انتخاب کن ،اما فقط اونایی انتخاب میشن که پارتی دارن!!!!از بی پولی همین جوونای دکتر مهندس که رو ندارن برای پول شارژشون به بابا مامانشون بگن !!!!!!از عشق و عاشقی این جوونای دکتر مهندس ؟عشق های الکی،هرکی با 100 تا!!!! از چی بگم براتون ؟ از اینکه حتی اونهای  که دارن اینو میخونن و اومدن وبلاگم که بگن آپ کردم و زود بیا و این متن رو نخونده بگن عالی بود داداش ابراهیم ؟
اما هادی عزیزم(حاجی من!)
آدم ها زود پشیمان میشوند !گاهی از گفته هایشان ، گاهی از نگفته هایشان گاهی از گفتن نگفتنی هایشان و گاهی هم از نگفتن گفتنی هایشان !روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند و نمره ی من باز هم صفر میشود !هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام !!!
فکر میکردم در قلب تو محکومم به حبس ابد !به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان بر سرم فریاد زد :هی تو آزادی !!!و صدای گامهای رفتنت که به سلول من می آمد !!!
یه وقتایی لازمه یکی کنارت باشه !کاری نکنه و حرفی نزنه !!!فقط و فقط باشه ! و امروز میبینم که مثل قبل نیستی..مثل قبل حضورت را در کنارم حس نمیکنم.. خیلی وقتها که دلم میگرفت زنگ میزدم بهت و تو هم زود خودتو میرسوندی و درد دل  هامونو برا هم میکردیم و گوش میکردیم..اما چند مدتی میشه که نیستی...خیلی دلم برا روضه هات تنگ شده!! خیلی ..خیلی.. راستش بی اغراق بگویم برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش ! تویی که خیلی از معرفتها و خوبی ها رو از تو یاد گرفتم..
دو نقطه‌های انتهای SMS‌هایت را دوست دارم ! دو نقطه‌هایی که سه نقطه نشده‌اند از حیا و خواهش نکردن برای ادامه و نقطه نشده‌اند از ترس پایان رابطه …خاطرات دانشگاه را ورق می زنم و یک به یک عکسها را با نگاهم می نوشم …عکسهـای دوران دانشجویی ام طعم خوبی دارند …به خودم حسودی میکنم گاهی ، که هیچ کس اندازه من تو را دوست ندارد ! عکسهای راهیان نور که آتیشی به پا میکند در دلم..روضه هایت در بین دوکوهه و حسینیه تخریب یادت هست!! شده انگار تکیه کلام منو تو...چی بود میگفتیم به هم؟؟؟اخ که دلم هوس کرده بریم بازم باهم بشینیم تو اون قایق که تو فضای بین ساختمان های دوکوهه گذاشتن بشینیم و تو برایم باز روضه علی اصغر بخونی و منم های های گریه کنم شاید کمی سبک شود این دل لامصب! این فیلم که در زیر گذاشتم تیکه هایی از مداحی توست...چقدر  سوز و حزن و اندوه در چشمانت هست...میبینم که با تمام وجودت روضه و مدح میگویی...نمیدانم شاید این رمز تاثیر گذاری نوحه های تو در دل من هست..میگویند حرفی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند..باید بگم مثل خیلی ها که برای شهرت و نمیدونم چی و چی میرن مداحی میکنن ...تو برای هم دردی با فاطمه زهرا(س) و برای دلت که عاشق اهل بیت هست نوحه میگویی.. آری های عزیزم(حاجی من!) بخوان ..بخوان برای حسین(ع)..برای علی اصغر حسین...محرم نزدیک است!!!

[]

هنوزم طعم شیرین خاطرات دانشگاه زیر زبانم هست...حسرت می خورم دیگر به همه دانشجوهای دانشگاه مان..کاش میشد دوباره باهم با بچه های دوره خودمان به این دانشگاه پیام نور شبستر که انگار در  " کما " و فقر فرهنگی به سر میبرد برمیگشتیم و دوباره نشاط و روحیه و برنامه هاو همه اون پویایی که قبلا در دانشگاه بود رو برمیگردوندیم...
هادی عزیزم(حاجی من!)
تو الان فرسنگ ها با من فاصله داری اما دلم همیشه با توست که دل کندن از تو هرگز در ذهنم نمیگنجد. برایت میدانی بهترین ها را آرزو دارم راستش غم که نوشتن ندارد …نفوذ می کند در استخوان هایت ، جاسوس می شود در قلبت و آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون …غم نبودنت را میشود از چشم هایم فهمید..با احمد برادرت یکم سرد شدیم نمیدانم مقصر کیست اما..هر چه هست و هر چه نیست ..."به نظرم خوب نیست""..گاهی وقتها که خوب عکسهایمان نگاه میکنم فکر میکنم من هیچ وقت دیده نمیشوم در عکس فقط تویی و تو...
این روزها دلخوشیم شده این روضه های تو..چاره ا ی ندارم وقتی نیستی ..اینها را مشغله خودم میکنم تا وقتی که بیایی....
محرم نزدیکه هادی عزیزم(حاجی من!)..نمیدانم میتونی مرخصی بگیری بیایی یا نه اما برای مراسم شیرخوارگان تسوج که امسال خیلی بزرگتر برگزار میکنم مداح تو میایی...بیا و روضه های علی اصغر را برایم دوباره بخوان.....
حرفی نیست جر دلتنگی برای دیدنت...
چند جمله تقدیم این همه نبودنت...
----------------------------------------------
پانوشت:
+ (حاجی من!) این اصطلاحی هست که ما وقتی به هم میرسیم با این کلمه همدیگه رو صدا میکنیم مثلا: نه خبر حاجآ
+درشهربودم،دیدم هرکس بدنبال چیزی میگردد،یکی بدنبال پول،یکی بدنبال چهره ای دلکش،یکی بدنبال چشمان هرزه گرد،یکی نان، یکی بدنبال اتوبوس!! اما
دریغ…هیچکس دنبال خدانبود..
+از تپش های قلبم خواستنت را که بگیرم … می ایستد …
+ عنوان : "تبعیت محض"
حسین را برادر صدا نزد عباس! تا بفمهیم من و تو ...حرف حرف شناخت امام زمان و تبعیت محض از اوست نه حرف دفاع از برادر و قوم و خویش
+مثل آن پیرزن خانه ی سالمندان که از پنجره اتاق همیشه چشمش به در حیاط است تاشاید یکی از فرزندانش از راه برسد به صفحه ی این گوشی زل زده ام شاید از تو خبری شود...!!!

دوستت دارم حاجآ...!!


نوشته شده توسط: ایلخانی : | آخرین ویرایش:9 آبان 91 | نظرات() 

برچسب ها: هادی حاجی رحیمی ، مداحی تسوج ، مداح تسوج ، روضه های هادی حاجی رحیمی ، حاجی من ، حجای ، حاج ،
منتظر
17 آذر 91 10:55
اگرتوتنهاجمعه هاانتظارآمدنش راندبه می خوانی،اوصبح وشام،درقنوت وسجده دعای بازگشت توراندبه میکند...
منتظر
17 آذر 91 10:55
اگرتوتنهاجمعه هاانتظارآمدنش راندبه می خوانی،اوصبح وشام،درقنوت وسجده دعای بازگشت توراندبه میکند...
منتظر
17 آذر 91 10:52
اگرتوتنهاجمعه هاانتظارآمدنش راندبه می خوانی،اوصبح وشام،درقنوت وسجده دعای بازگشت توراندبه میکند...
سارا
12 آذر 91 18:00
سلام خیلی جالبه منوتحت تاثیرقراردادوبه یاددوران كودكی بادوستمافتادم و گریه كردم عالیه!!!
یه همشهری
11 آذر 91 22:06
آقا شنیدم عاشق حاجی شدی چه خبره!اون روز هم تو محلمون فوکوس کرده بودی رو فیس حاجی (فیلم برداری شب عاشورا )!یه سوال بعد این همه تعریف: حاجی تو دانشگاه چجور آدمی بود یعنی چطوری دانشگاهو تحمل می کرد؟(منم خیلی حاجی رو دوستش دارم خیلی)ولی ...........
پاسخ ایلخانی : : حاجی من نمونه هست....تو دانشگاه هم نمونه بود
میتونید برید از مسئولین بپرسین! هادی یکی از بچه های گل دانشگاه هست..چشم حسودا کور..اون یه دونه هست...عاشقتم حاجی
9 آذر 91 12:57
سلام مداحی بك گراند نمیذاره مداحی حاجی رو خوب بگیرم
موسی طهمورثی
15 آبان 91 12:39
سلام حاجی
دوست دارم خیلی
فقط زنده عشق
عزیز
13 آبان 91 12:29
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم
هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه.......

ولی به قول سرباز های حوزه تا میگذرد غمی نیست.....
پاسخ ایلخانی : : عالی بوز عزیز دلم..خیلی دوستت دارم..
بیا تا ببینمت..دلم واست یه جورایی تنگ شد...!
.......
11 آبان 91 11:19
مگه حاجی تون كجا رفته؟
پاسخ ایلخانی : : حاجی تهران رفتن و در حال خدمت مقدس سربازی هستن!!
gasedak_N
10 آبان 91 23:33
سلام ممنون شما خوب هستین؟!توكامنت قبلی یادم رفته بود بگم خوش به حال حاجی تون كه رفیقی مث شما داره بی شك شما خودتون از بهتریناهستین كه لیاقت چنین دوستی رو دارین!!!
من خودم ازدوستایی ضربه دیدم كه همیشه هواشونو نگه می داشتم ولی اونا ..................
درسته دیگه دیربه دیرمیام نمیدونم این روزا چی شده كه اصلا توخودم نیستم بدجوری داغ كردم. چند وقتیه روحم از خودم دوردور.گریزازمركزداره این روح لامصب ازهمه جا رونده شده فك كنم خداجونی هم این بیچاره رو رونده.اشكالی نداره عادت داره به رونده شدن .شایددیگه تودست خداموندم وازدستم داره عذاب میكشه ..خب چیكاركنم این بیچاره جذبه ندیده كه،حق داره تمرّدكنه.
هروقت هم میام اینجا دیگه كلا داغون میشم خیلی شكسته مینویسید اما بدجوری تواین روح شكسته جاخوش میكنه....
خیلی وقته از آقامون چیزی ننوشتین خواهشا موضوع این دفعه درمورد آقای غایبمون باشه كه بااین همه روسیاهی مون بازم ردمون نمیكنه به خصوص من كه پروندم خیلی سیاهه!!!!!!!!!
پاسخ ایلخانی : : امید و توکل به هست هستی بخش تنها واژه است که هم دم آدمها تو دردهای روزگار و سختی های این فانی مطلق هست...من برای بیشتر دوستان یه دعای خاص میکنم اونم اینکه خدایی باشید و خدا رو داشته باشید ...همین
محبت به دوستان هر جوری هم که باشن یه جایی آخرش باعث میشه طرف رو شرمنده کارهای بدی که در حق شما کرده بکنن.....من در جواب بدی سعی کردم محبت کنم تا با خوبی ام جواب داده باشم بهش!!
یاعلی
10 آبان 91 16:09
آخیش بلاخره حاجی اومدن کامنت گذاشتن!
خیال هممون راحت شد منتظر کامنت حاجی بودیم!!
حاجی
10 آبان 91 15:02
سلام حاج آ !!!
آقا من این طوریا هم که میگی نیستم بابا !!!!
هنوز هم از خودم مطمئن نیستم که این هایی که تو نوشتی هستم یا نه
آیا تونستم حق دوستی مو ادا کنم یا نه!!
خیلی وقتا به نوشته هات حسودیم میشه ولی این بار با یه حس عجیبی نوشته بودی انگار مثل من دلت خیلی پره ها !!!
ای وای باز منو هم یاد دانشگاه انداختی یاد دانشگاهی که دوست داشتم هیچ وقت تموم نشه وقتی بعضی وقتا میرم دانشگاه انگار همون سوت و کوری هایی که نوشتی رو به چشم نه به دست لمس میکنم و باز هم یاد دوکوهه بخیر یاد دوکوهه ای که تو منو با دوکوهه یا بهتر بگم زندگی دوباره یا باز بهتر بگم زندگی متفاوت آشنا کردی و اون سال و اون 5 روزه بهترین روزای عمرم ، درحق من برادری که نه اگه بی ادبی نباشه پدری کردی و انصافا یادم نمیره که چه روزهایی تو اون راهیان نور داشتیم..
تازه ازجلفاها ننوشته بودی
جلفای خواهران - جلفای برادران
و ..
به یاد محرم و به یاد محرم با علی اصغر (ع) به یاد روضه هایی که من نالایق میخوندم و بچه های بالیلاقت گوش میکردند این علی اصغر (ع) هم که بیداد میکند ..
سعی میکنم محرم و مخصوصا ماسم شیر خوارگان رو باشم اگه مولای 6 ماهه ام بخواهد ..
منم مثل تو دنبال قایق های مثل قایق سهراب و از قایق سهراب بهتر قایق نجات مولایمان حسین بن علی میگردم ای کاش اجازه بدهد ماهم سوار قایقش شویم ..

ببخش که زبان قاصری دارم و ..
و..
و..
و..




اشکم در اومد..
پاسخ ایلخانی : : سلام بر داداش گلم ""حاجی من!""
چقدر متن نوشته ای این بالا ..! حاجی جان منتظرتم بیا....بیا و روضه علی اصغر ات رو باز هم با سوز دلت بخوان که هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند....
منتظر روزی ام که بیایی
مواظب خودت باش
فدایی ات ..حاجی
...
9 آبان 91 14:23
آدم ها زود پشیمان میشوند !گاهی از گفته هایشان ، گاهی از نگفته هایشان گاهی از گفتن نگفتنی هایشان و گاهی هم از نگفتن گفتنی هایشان !
پاسخ ایلخانی : : لایک....!
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic